حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
231
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
شرقى بن قطامى روايت كرده مىگويد : غرى به معناى خوبى هر چيزى است و غريان را به سبب نيكويىشان به اين اسم ناميدند و منذر ، غريان را به صورت دو بت ساخت ، و قبلا برخى از فرمانروايان مصر ، آن را ساخته بودند . در پشت كتاب شرح سيبويه كه از آن مبرد بود ، به دستخط اديب عثمان بن عمر صقلى ، نحوى خزرجى بدين مضمون خواندم : دستخط ابى بكر سراج ( ره ) را در پشت يكى از بخشهاى كتاب سيبويه يافتم كه نوشته بود : ابو عبد اللّه يزيدى به من خبر داده ، گفت : ثعلب برايم روايت كرد و گفت : معن بن زائده از نجف و كربلا عبور مىكرد كه يكى از آن دو را آشفته و ويران ديد ، لذا اين اشعار را سرود : اگر قرار بود در طول زمان هيچ چيز ويران نشود سزاوار بود كه نجف و كربلا ويران نشوند ولى روزگار ، ميان آن دو جدايى افكند و هر انس و الفتى سرانجام به جدايى و دورى منجر مىشود « 1 » . غطط : نام روستايى در كوفه است كه از سيب بالا نزديك سورا و به شانيا مرتبط است . قبّه : قبهء كوفه يعنى سرزمين كوفه ، عمر بن كثير قبّى كوفى منسوب به آن است و اين مطلب از سعيد بن جبير نيز شنيده شده است و حسّان بن ابى يحيى كندى از سعيد روايت كرده كه نسب عمر يحيى بن معين است . قسّين : يكى از نواحى كوفه است . قصر ابى خصيب : در حومهء كوفه و نزديك سدير است ، ميان آن و سدير خانههاى اسقفهاست ، و آن يكى از مناطق خوش آب و هوا و مشرف بر نجف است . ابو خصيب بن ورقاء وابستهء منصور ، يكى از دربانان او بود . برخى دربارهء ابن خصيب چنين سرودند : اى خانهاى كه وزش بادهاى شمال و جنوب شكل آن را تغيير داده است ميان خورنق و سدير و داخل قصر ابى خصيب قرار دادى دير و نجف عالى مقام كوههاى مسيحيان به
--> ( 1 ) - لو كان شىء له ان لا يبيد على * طول الزمان لما باد الغريان ففرق الدهر و الايام بينهما * و كل الف الى بين و هجران